كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

261

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ دو خداوند عدل و دانش از اهل ملّت شما يعنى دو مرد دانا بگويند كه مماثل آنچه كشته شده از نعم كدام مىتواند بود هَدْياً در حالتى كه آن جزا قربانى باشد بالِغَ الْكَعْبَةِ رسنده به كعبه يعنى بحرم برند و آنجا به ذبح رسانند و صدقه نمايند بر مساكين أَوْ كَفَّارَةٌ يا بر اوست كفارت آن قتل طَعامُ مَساكِينَ طعام دادن درويشان أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً يا برابر آن طعام كه مىدهد روزه داشتن لِيَذُوقَ تا بچشد كشنده صيد در احرام وَبالَ أَمْرِهِ گرانى و سختى كار خود را بالزام كفارت ببايد دانست كه چون محرم قتل صيد كند مثل آنچه كشته است قربان بايد كرد و مماثلت نزد امام شافعى و مالك رحمهما اللّه برابر در خلقت و هيئت است چنانچه مثلا در شترمرغى شترى و در گورخرى گاوى و در آهو گوسفندى و در آهوبره بره و على هذا القياس و بقول امام اعظم رح آن صيد را در موضع قتل او قيمت بايد كرد اگر بهاى قربانى دارد قربانى خرد و بحرم فرستد يا طعام خرد و به درويشان دهد هر مسكينى را نيم‌صاع از گندم و صاعى از غير آن يا از بدل طعام هر مسكينى يك روزه دارد و نزد امام شافعى رح هر درويشى را مدّى طعام بايد داد عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ درگذشت و عفو كرد خدا از آنچه گذشته است كه محرم قتل صيد مىكرد در جاهليت يا از آنچه قبل از تحريم بوده وَ مَنْ عادَ و هر كه بازگردد به مثل اين عمل فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ پس خداى انتقام كشد ازو وَ اللَّهُ عَزِيزٌ و خداى غالب است در حكم خود ذُو انْتِقامٍ خداوند انتقام‌ست بر كسى كه اصرار مىكند در معصيت أُحِلَّ لَكُمْ حلال كرده شد مر شما را صَيْدُ الْبَحْرِ شكار دريا اگر محلّيد و اگر محرم و جميع مياه از چشمه و چاه درين داخل‌اند وَ طَعامُهُ و طعام دريا نيز حلال كرده شد يعنى آنچه آب بر كنار افگند مَتاعاً لَكُمْ براى برخوردارى شما وَ لِلسَّيَّارَةِ و براى كاروان شما كه قديد كرده توشه سازند وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ و حرام كرده شد بر شما صَيْدُ الْبَرِّ شكار بيابان ما دُمْتُمْ حُرُماً مادامىكه باشيد شما احرام‌گرفتگان وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از خداى الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ آن خدائى كه بسوى او جمع كرده خواهيد شد جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ گردانيد خدا كعبه را الْبَيْتَ الْحَرامَ كه بيت حرام و خانه محترمست قِياماً لِلنَّاسِ سبب قوام امور مردمان در دين به‌واسطه آنكه قيام حج و مناسك بدوست و در دنيا به جهت آنكه ايمنى از نهب و قتل درو است وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ و ديگر گردانيد ماه حرام را نيز رابطه قوام مهمات مردم يعنى كارهاى حج درو سازند يا مراد جميع اشهر حرامست كه مردم درو از قتل و غارت ايمن مىمانند وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ و گردانيد قربانى و ذوات قلائد را هم سبب قوام كارها يعنى به آنها از تعرض دزد و حرامى مأمون و مصون‌اند ذلِكَ آنچه گفته شد لِتَعْلَمُوا براى آنست تا بدانيد أَنَّ اللَّهَ آنكه بتحقيق خدا يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مىداند آنچه در آسمانها و زمينهاست وَ أَنَّ اللَّهَ و به درستى كه خداى بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ به همه چيز داناست پس آنچه مقرر مىكند از حلال و حرام از روى علم و حكمت است .